فصل برگریزان خضری همیشه برام زیبا ویاداوراوقات بیادماندنی مدرسه هاست.
یادش بخیر.چه راحت خوشبختیها روازدست دادیم وحالا دنبالش می دوییم.
نوشته شده توسط حسن در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 13:9 موضوع | لینک ثابت
بیل گیتس هراز گاهی در دانشگاهها و دبیرستانهای امریکا با دانشجویان و دانش آموزان ملاقات داشته و برای آنها سخنرانی می کند. گیتس اخیرا طی یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای امریکا خطاب به دانش آموزان گفت که در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند.
او هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند به شرح زیر نام برد:
اصل اول: در زندگی همه چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا هیچ ارزشی برای عزت نفس شما قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود قبل از اینکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن کسی به شما حقوق فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام و موقعیت بالاتری برسید باید برای مقام ومزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر میکنید آموزگارتان سخت گیر است در اشتباه هستید پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما سخت گیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستورانها باغرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند از نظر آنها این کار یک فرصت بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید والدین خود را ملامت نکنید از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید والدین شما هم جوانان پر شوری بودند و به قدری که کنون به نظر شما میرسد ملال آور نبودند.
نوشته شده توسط حسن در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 ساعت 5:58 موضوع | لینک ثابت
شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب
شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن
شهر هرت جایی است که همه بَدَن مگر اینکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه: دوباره لاف زدی؟؟
شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند
شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر
شهر هرت جایی است که برای مریض شدن و پیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت
شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند
شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف
شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن
شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن
شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری
شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزیشهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه
شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن
نوشته شده توسط حسن در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت 23:36 موضوع | لینک ثابت
چه کسی
بودصدا زد.....
درمسیـر
رقـص برگ وبادها
درعبــوراز طعنــه دیوارهـــا
درمیان
شهرت وشهروشرنگ
صورتان ساده سیرت هفت رنگ
زخـم دستـان
من وامـا شدن
بـازهـم دست من وفـرداشـدن
ما ندانـیم
ازکجا اغــاز شـد
بی پــری را باعث پـــروازشد
بی گمان
درآستینی مــاربود
یا
نگــاه مــا کمی بیمـاربـود
شهره گشتیم درخراسان جنوب
باقــری مارا رها کردازغـروب
برخراسان
کویرگشتیم نگیـن
این نمی شد جزبه دستانش یقین
شوردرشریان
شهرمانــواخت
با همــه نامهـربانــیها بساخت
باقری خضری به دستت پاگرفت
روح تو درجان
خضری جا گرفت
مرددرخضری
نباشد باقـــری
مانشینیم وتــو ازخضـری بـری
دشت خضری
باغ کردی باقری
بی گمان ازماتوخضرینی تـری
شهــرمـارادورکردی
ازنیــاز
این خودش نازست و اوج امتیـاز
اتحـــادوانسجـــام
مازتوست
حـق تو درهرکجاحــق وتوست
نائب
رهبرچــو پشتیبان توست
مابقـــی ازقدرت ایمـان توست
راه تــو،راه
خداونــد وولــی
پس
بگویکبـــاردیگریاعلـــی
شهـرمــن ،بااتحادت خیزکن
ماندگــاری دردل پائیـــز کن
نوشته شده توسط حسن در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت 0:5 موضوع | لینک ثابت
امروز(87/3/29)اولين سالگرد ورود من به بانك صادرات هست ببخشيد است بخشيد ميباشد اصلاً به من چه....
وضمنا قابل توجه آي كيوها:
زرده تخم مرغ كه نمي تونه سفيد باشه.
اميدوارم دومين سال كاريم سال پربارتري باشه...........................
براي همه دوستانم آرزوي خوشبختي ميكنم ..........................
نكته سوم اينكه خرداد به پايان ميرسه؛ منظورم اينه كه انتظارفرج ازنيمه خرداد كشم .....چه ربطي داشت به چهارم تيرماه روز زن....
نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 23:30 موضوع | لینک ثابت
سعی کن با سال قبل فرق کنی.
تا خداوندهست بر سلطان مپیچ گرخدابرگشت صدسلطان به هیچ
حالا به نظرشما زرده تخم مرغ سفیدهست یا است؟؟؟؟؟
چه ربطی داشت **********
نوشته شده توسط حسن در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت
خداروشکربعدازحدود۱۵سال یه برف حسابی زمینهای خضری رو سفیدپوش کرد.
اینهم یه عکس ازعصریه روزبرفی((ساعت ۴بعدازظهر))
نوشته شده توسط حسن در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 18:45 موضوع | لینک ثابت
درادامه دسته گلهای اقتصادی دولت خدمتگزار،
وامهای تکلیفی تعطیل شد((وامهای تورم زا؟؟؟؟؟؟؟؟؟))
نفت نایاب شد
گاز ((کپسول گاز))دچارگازگرفتگی شد
والبته باعث افتخارماست که قیمت مسکن در خراسان جنوبی با تهران برابرشد
وازخواروبارکه نپرس
قائدتاً محبت هم گران خواهد شد
پس نتیجه میگیریم که وقتی خودمان غلط میکنیم، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
ولی خدانگهدار رئیس جمهور باشه،که بازهم درجواب سوالات دکترحیدری می خنده.
به آینده امیدوارباشید تااززندگی لذت ببرید
نوشته شده توسط حسن در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت
بلاخره داش محمد تک وتنها شفق نت رو راه اندازی کردپس نتیجه میگیریم که:
خضری هم میتونه شهرستان بشه <چه ربطی داشت به افتتاحیه پارک زائر>
به زودی باانجمن شعروادب خضری.
نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 19:59 موضوع | لینک ثابت
یا امام زمان 0000ظهورکن ظهورکن 0000درپگاه رمضان
درمیان یک کویربی علف درنگاه چشمهای بی هدف
درفراراززخم نیش مارها درمیان طعنه دیوارها
درشلوغیهای یک شهرغریب درنزاعی گرم بین پول وجیب
درعبورازکوچه های بی کسی دلخوشیهامون به بوی اطلسی
درنسیمِ شکرت و اخلاصها درعبورازروی حق الناسها
گردبادِشهرت وشهروشرنگ صورتان ساده ،سیرت هفت رنگ
نورباید درپگاه رمضان درسحرگاهان هنگام اذان
تازمان دردست گیرد تاابد تابمیراندتمام دیو ودد…………………ظهورکن ظهورکـــــــــــــــــــــــــــــــــن
بااتقاقی که درسحرگاه سیزدهم شهریور ساعت 2شب پیش آمدنه تنهاحالم اززندگی درخضری به هم می خورد که اصلاٌ اززندگی کردن دراین کشورمتنفرشدم.همیشه فکرمی کردم اتفاقات بزرگ وبددرشهرهای بزرگ روی میدهدولی متاسفانه مفاسداجتماعی دراین کشور فراگیرشده …ومتاسفانه ،بی ناموسان؛ تبهکاران ،دزدان؛فاسدان روزبه روز باامنیت وآسایش بیشتری به اعمال پلیدشان ادامه میدهند.
البته دزدهابی تقصیرندزمانیکه نیروی انتظامی خودش درچنین اعمالی شریک باشد(4ماه پیش درخضری)
وبهتره ازاین به بعدبه جای واژه غریب ونامانوس 110 ازواژه صدو اَه استفاده کنیم.باورکنیدماتاصد سال دیگه هم نمی تونیم یک 110 درست ودرمون داشته باشیم .
*******************************************************************************
نوشته شده توسط حسن در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 13:39 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

h**khosravi
کارشناس ریاضی کاربردی
فهرست اصلی
دوستان
بهار
سایت بانک صادرات
بازخوانی یک پرونده
وبلاگستان فارسی
لیست وبلاگهای بروز شده
زندگی
زندگی شایدهمین باشد
قالب وبلاگ
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
طراح قالب
POWERED BY
افراد آنلاين : نفر